يکشنبه, اسفند 23, 1388

آخرین مطالب | آرشیو | جستجو

تاریخ: ۱۳۸۸ پنج شنبه ۲۴ دي نظرات: 0 نظر نمایش: 69 مرتبه امتیاز 0   (Article Rating)
انسجام در انديشه و عمل

گفت‌وگوي با دكتر قاليباف درباره برنامه‌‌اي براي پيشرفت و عدالت

ديدگاه‌- بخش اول گفت‌وگوي با دكتر قاليباف درباره برنامه‌‌اي براي پيشرفت و عدالت اين بود:
فرهنگ اسلامي، مشوق توسعه اصيل است
در آن گفت‌وگو ايشان با بيان  اينكه ظرفيت كشور ما فراتر از آن چيزي است كه تاكنون به دست ‌آورده‌ايم، اين مسئله را ارزيابي‌اي دانست كه نسبت به فاصله بين وضعيت آرماني و مطلوب با وضعيت موجود به‌نظر مي‌رسد و در اين ميان ظرفيت‌هاي كشور و برنامه‌ريزي و مديريت توسعه را مورد توجه و تأكيد قرار مي‌دهد. قاليباف در آن گفت‌وگو در پاسخ به پرسش ما درباره الزامات و پيش شرط‌ها براي موفقيت توسعه، عواملي چون وجود ثبات، دسترسي به منابع مالي گسترده و پايدار، وجود نيروي انساني آموزش‌ديده و فعال، وجود فرهنگ مشوق توسعه و پويايي توليد علمي، نظام حقوقي كارآمد و استفاده از فناوري‌ها و روش‌هاي نوين را بر شمرد و درباره آنها توضيح داد

ايشان همچنين در توضيح فرهنگ تشويق‌كننده توسعه و توليد علمي گفتند؛ توسعه عميقاً با سرمايه‌گذاري و منابع قابل اتكا‌ ارتباط دارد اما عامليتي كه قادر به توليد ثروت و جذب سرمايه و تخصيص بهينه منابع باشد از اهميت بيشتري برخوردار است. درآمد نفتي براي ما فرصتي بوده است كه درصورت تخصيص درست و كارآمد مي‌توانست هم توان و تحرك ما را در مسير توسعه افزايش دهد و هم پيامدهاي منفي را باعث نشود.
پس در اين مورد مسئله اصلي ما «نحوه تخصيص» درآمدهاست. ما از نيروهاي مناسبي برخورداريم كه انگيزه پيشرفت و سربلندي كشور را هم دارند اما هنوز از اين مزيت بهره‌برداري درست نكرده‌ايم و آنطور كه بايد و شايد در خدمت توسعه و تعالي كشور قرار نگرفته‌اند.دكتر قاليباف در باره نسبت فرهنگ اسلامي و توسعه نيز قريب به اين مضمون را گفتند: فرهنگ اصيل اسلامي، فرهنگي است كه بالندگي و رشد روزافزون را توصيه كند و همه را به ارتقاي سطح بينش و دانش برانگيزد و توسعه را تسهيل و تسريع ‌كند.
اما ايشان همچنين بيان كردند كه ما هنوز عناصر ناب اين فرهنگ را استخراج و  پشتوانه توسعه قرار نداده‌ايم. در حالي كه بين توسعه و پويايي علمي پيوندي عميق برقرار شده به‌نحوي كه رقابت در توسعه و رقابت در توليد و بهره‌مندي از علم و فناوري دو روي يك سكه تلقي مي‌شوند‌ اما توليد و پويايي علمي‌اي كه در خدمت توسعه باشد نه منفك و منحصر به افزايش تعداد مقالات برجسته يا ثبت اختراعات.قسمت دوم  گفت‌وگو كه اكنون از نظرتان مي‌گذرد به ايرادات برنامه‌هاي گذشته و نقدي كه بر آنها وارد است پرداخته و در ضمن آن تفاوت‌هاي برنامه‌اي براي پيشرفت و عدالت را با برنامه‌هاي مرسوم پنج ساله بررسي مي‌كند.
•    با توجه به تعريفي كه از لزوم برنامه‌ريزي ارائه داديد اين سؤال نيز مطرح مي‌شود كه  مگر برنامه‌هاي پنج‌ساله‌اي كه طبق روال مرسوم توسط دولت‌ها تهيه و تنظيم شده است، كافي نبوده يا نيست كه شما فارغ از آنها برنامه‌ريزي كرده‌ايد؟
‌برنامه‌هاي پنج‌ساله كشور از ابتدا تاكنون روند مثبت و تكاملي داشته است اما به‌خاطر ايرادات جدي كه در فرايند تهيه و محتواي آن و قانوني و لازم‌الاجرا‌شدن آن وجود داشته است تاكنون نتايج و انتظارات موردنظر را پديد نياورده‌اند.
•    مي‌توانيد به موارد مهم اين ايرادها  اشاره كنيد؟
 اين ايرادها  متعدد هستند و در درجات مختلف اهميت قرار دارند، برخي از آنها عبارتنداز:
1- فرايند تنظيم و تهيه لايحه برنامه در محدوده گرايش‌‌هاي سياسي و منافع‌بخشي است و اين امر دخالت و كيفيت كارشناسي را تحت‌تأثير قرار مي‌دهد به حدي كه بعضي از صاحب‌نظران برنامه‌ريزي توسعه آن را به «برنامه كارمندي» تعبير مي‌كردند نه كارشناسانه.
2- آن برنامه‌ها عمده توجه‌اش تبديل‌شدن به احكامي است كه دولت براي اجراي كارهايش نياز قانوني دارد نه مجموعه منسجمي كه ابعاد يك برنامه را دربرداشته باشد مثلاً:
- تحليل آن از وضعيت موجود مشخص نيست و نقدهاي شفاف ندارد.
- ارتباط برنامه با چشم‌انداز نامشخص است، درصورتي‌كه هر برنامه بايد به‌طور متوسط يك‌چهارم مسير دستيابي به چشم‌انداز نظام را طي كند و تحقق بخشد.
- اهداف كيفي و كمي برنامه‌ها نارسا و ناقص است.
- راهبردهاي دستيابي به اهداف مشخص نيست.
- مجموعه اقدامات لازم و اساسي براي تحقق اهداف مشخص نيست.
- منابع غيرواقعي است.
- نظام‌ نظارت بر اجراي برنامه مبهم است و به همين دليل انحراف از برنامه زياد است و بخش وسيعي از برنامه‌ها اجرا نمي‌شود.
- در هر دوره از تهيه و تصويب برنامه گفته مي‌شود كه اسناد مبنايي و مرتبط هم بايد تصويب شود اما كمتر به آن عمل شده است.
- در مجموع آنچه آرزو و خواسته‌هاي مطلوب است در برنامه گنجانده مي‌شود.
همه اينها باعث شده‌اند تا فاصله ما با وضع مطلوب تغيير و پيشرفت اساسي و رضايتبخش نداشته باشد و آن‌طور كه انتظار مي‌رفته وضعيت ما را بهبود نبخشيده‌اند.
•    با توجه به اين ديدگاه شما كه برنامه‌هاي پنج‌ساله را آن‌طور كه بايد و شايد قرين موفقيت ارزيابي نمي‌كنيد و با توجه به مباحث گفت‌وگوي هفته قبل كه به الزامات و پيش‌شرط‌هاي تهيه و اجراي مناسب برنامه‌ها اشاره كرديد چه اصراري داشتيد كه شما برنامه‌اي با ابعاد پنج‌ساله و در همه موضوعات مبتلابه كشور (موضوعات و محورهايي كه به‌طور معمول در برنامه پنج‌ساله قابل طرح هستند) تهيه كنيد؟
 عرض كردم كه آن برنامه‌ها نيز نسبتاً مناسب بوده‌اند و از برنامه اول تاكنون هر چه پيشتر آمده‌ايم از كيفيت بهتري برخوردار شده‌اند اما مشكلات و نارسايي‌هايي داشته‌اند كه در اجرا نيز با درصد انحراف قابل‌توجهي از برنامه‌ها روبه‌رو شده‌ايم، درست است كه برخي از اين اشكالات به موضوعات غيربرنامه‌اي مربوط مي‌شود اما همان‌طور كه در پاسخ سؤال قبل گفتم، فرايند، كيفيت و محتواي خود برنامه‌ها نيز تأثير جدي داشته‌اند.
ما با اين نگاه كه بسياري از آن نارسايي‌ها و نواقص را رفع كرده باشيم اقدام به تهيه برنامه كرديم. ما واقعاً فرايند كارشناسي را طي كرديم و خارج از دستگاه‌هاي بخشي قرار داشتيم لذا تحت‌تأثير منافع بخشي و گرايش‌هاي غيركارشناسي نبوديم.
•    با اين وصف، تفاوت‌هايي كه برنامه شما را از برنامه‌هاي مرسوم پنج‌ساله متمايز مي‌كند چيست؟
 يكي اينكه  اين برنامه‌ها فارغ از گرايش‌هاي  بخشي و  بانگاهي كارشناسي تهيه شده است. به همين خاطر ما ابتدا مدل مفهومي و جهت‌گيري‌هاي برنامه و هم‌راستايي آن با چشم‌انداز نظام را ترسيم كرديم.سپس در هر موضوعي كه وارد شديم ابتدا با توجه به اطلاعات قابل دسترسي، توصيف و تحليل روشني از وضعيت موجود آن موضوع تهيه كرديم‌و بعد پتانسيل‌ها و مزيت‌هاي مربوط به آن موضوع و چالش‌هاي اساسي آن را شناسايي كرديم. در مرحله بعدي به تعيين و تدوين اهداف كلان كيفي و كمي در آن موضوع پرداختيم.
سپس راهبردهاي دستيابي به اهداف و در نهايت هم اقدامات اساسي براي تحقق آن اهداف و راهبردها را بيان كرديم. اينها همان مراحلي است كه در نظام برنامه‌ريزي راهبردي مورد توجه و تأكيد هستند تا پيوستگي و انسجام انديشه و عمل را داشته باشد. يعني عمده آن نارسايي‌ها و نواقص كه در مورد برنامه‌هاي پنج‌ساله متداول بود با اين فرايند و طي اين مراحل به حداقل رسيد و باعث ارتقاي كيفيت و تفاوت و تمايز اين برنامه شد.
ضمناً ما در هر موضوع كه وارد شده‌ايم مطالعات تطبيقي را هم دخالت داده‌ايم يعني حداقل نمونه تجارب 3كشور كه در آن موضوع الگوي موفق بوده‌اند را بررسي و استفاده كرده‌ايم، در برخي از موضوعات پيوست مطالعات تطبيقي ما به حدود 10 جلد بالغ شده است.
البته مجموعه اين برنامه را برنامه راهبردي مي‌دانيم كه از نظام برنامه‌ريزي راهبردي استفاده شده است و قصد داشته تا سطح ارائه راهبردها پيش برود اما براي اينكه قابليت راهنمايي طرح‌ريزي عملياتي را نيز داشته باشد تلاش كرديم تا اقدامات اساسي مرتبط با هر موضوع را هم ذكر كنيم، لذا به حوزه منابع و تخصيص آنها وارد نشده‌ايم و آنها را به سطح و لايه بعدي برنامه‌ريزي واگذار كرده‌ايم كه با مبنا قراردادن اين برنامه راهبردي امكان‌پذير است.
بهبود پايدار كيفيت زندگي
 


ديدگاه‌- برنامه‌اي براي پيشرفت و عدالت، عنوان برنامه دكتر قاليباف است كه با تلاش ايشان و جمعي از همفكرانش تدوين شده است.
در دو بخش پيشين گفت‌وگوي ما،دكتر قاليباف با ارزيابي كردن ظرفيت كشور و اينكه ظرفيت كشور ما فراتر از آن چيزي است كه تاكنون به دست آورده‌ايم اين نكته را گوشزد كردند كه فرهنگ اصيل اسلامي فرهنگي است كه بالندگي و رشد روزافزون را توصيه كند و همه را به ارتقاي سطح بينش و  دانش برانگيزد.
اين فرهنگ، توسعه را تسهيل و تسريع مي‌كند. اما ما هنوز عناصر ناب اين فرهنگ را استخراج نكرده و پشتوانه توسعه قرار نداده‌ايم در حالي كه بين توسعه و پويايي علمي پيوندي عميق برقرار شده به نحوي كه رقابت در توسعه و رقابت در توليد و بهره‌مندي از علم و فناوري دو روي يك سكه تلقي مي‌شوند اما توليد و پويايي علمي‌اي كه در خدمت توسعه باشد، نه منفك و منحصر به افزايش تعداد مقالات برجسته يا ثبت اختراعات.در پرسش و پاسخ‌هاي پيشين همچنين ايشان به ايرادات برنامه‌هاي گذشته و نقدي كه بر آنها وارد است نيز پرداختند و در ضمن آن تفاوت‌هاي برنامه‌‌اي براي پيشرفت و عدالت را با برنامه‌هاي مرسوم پنج‌ساله بررسي كردند.
 در اين بخش از گفت‌وگوي مفصل ما با دكتر قاليباف،  ايشان به فرايند تهيه برنامه‌اي براي پيشرفت و عدالت پرداخته‌اند و اينكه مهم‌ترين اهداف اين برنامه چيست.[فرهنگ اسلامي، مشوق توسعه اصيل است ] [انسجام در انديشه و عمل]
•     آقاي دكتر عطف به بحث‌هايي كه پيش‌تر درباره ماهيت برنامه‌اي براي پيشرفت و عدالت در اين صفحه طي پرسش و پاسخ‌هايي داشتيم لطفا بفرماييد طي چه فرايندي به تهيه برنامه خودتان پرداخته‌ايد؟
اين سؤال بسيار مهمي است كه محتواي كار و ارزش مطالب و نتايج حاصل‌شده را قابل ارزيابي و مقايسه مي‌كند. اشاره كردم كه بنده و جمعي از دوستان دانشگاهي در مورد دولت‌ها و توسعه در ايران مباحثي داشتيم كه در خلال آن مباحث، موضوع برنامه و اجراي بهينه آن هم به طور چشمگير مطرح مي‌شد و عوامل و دلايل ديگري آن را تقويت كرد تا حدي كه احساس وظيفه كردم براي اين كار اقدام كنم.
فرايند و مراحل كار هم به اين صورت بود كه ابتدا بررسي و نقدي داشتيم در مورد برنامه‌هاي گذشته و ميزان تحقق و عدم‌تحقق آنها و آثار و نتايج و تبعاتي كه داشته و ما را به وضعيت موجود در ابعاد مختلف زندگي رسانده است و از اين طريق ايده‌ها  و مدل مورد نظر خودمان را هم مرتبا ترسيم و توليد مي‌كرديم تا رسيديم به يك مدل مفهومي كه با مدل برنامه‌ريزي راهبردي بسيار شباهت و قرابت دارد و در قالب اين مدل با استفاده از سند چشم‌انداز نظام و سياست‌هاي كلي برنامه پنجم كه هنوز هم نهايي نشده بود، اصول و سياست‌هاي‌ كلاني كه جهت‌گيري برنامه را مشخص مي‌كند تعيين كرديم.
كار برنامه‌ريزي براي يك كشور با وضعيت و مطلوبيت‌هايي كه ما داريم داراي ابعاد، موضوعات و حساسيت‌هاي فراوان است پس بايد از ابتدا يك زبان و چارچوب مشترك ايجاد مي‌كرديم تا در روند كار با سرعت بيشتري پيش برويم و در نهايت هم مطالب در انسجام قابل قبولي قرار گيرند، لذا براي هر كدام از موضوعات برنامه دفترچه‌هايي تهيه كرديم كه گوياي مباني و خواسته‌هاي ما بود.
اين دفترچه‌ها 2 قسمت داشت؛ يك قسمت مشترك براي همه موضوعات بود كه اصول و جهت‌گيري‌هاي اصلي ما را نشان مي‌داد و قسمت دوم وارد خواسته‌هاي ما در هر موضوع مي‌شد و مشخص مي‌كرد كه در آن موضوع، چه محورها و مباحثي براي ما اهميت دارد (تا به همه چيز نپردازند بلكه متمركز شوند بر آنچه لازمه برنامه است و نه فراتر از آن، كه زمان و منابع به صورت بهينه صرف شود!) و سپس وارد مراحل متداول در برنامه‌ريزي راهبردي مي‌شدند و از توصيف و تحليل وضعيت موجود شروع مي‌كردند، به هدف‌گذاري‌هاي كلان (كيفي و كمي) پرداخته مي‌شد و سپس راهبردهاي حركت از وضع موجود به مطلوب يا راهبردهاي دستيابي به اهداف را ترسيم مي‌كردند، در نهايت به الزامات و اقدامات اساسي براي پياده‌سازي راهبردها و تحقق اهداف مي‌پرداختند، همچنين به طور همزمان بايد لااقل 3نمونه تطبيقي از 3 الگوي موفق در كشورهاي توسعه‌يافته و در حال توسعه را نيز مورد استفاده قرار مي‌دادند.
روش هم كاملا علمي و با ذكر استنادات معتبر بود و براي هر موضوع هم چندين مرحله گزارش‌دهي كنترل و پيشرفت كار داشتيم تا در طول مسير تهيه برنامه براي هر موضوع هم مشكلي پيش نيايد و هم از تجارب يكديگر (تيم‌هاي مختلف) استفاده شود. البته اين توضيح براي كساني كه از نزديك به اينگونه مباحث و مراحل آشنايي داشته باشند مفيد است و بنده چون نخواستم سؤال شما را بي‌پاسخ بگذارم ناگزير اين مقدار را بيان كردم تا وقتي وارد محتواي هركدام از موضوعات برنامه‌ريزي‌شده مي‌شويد مشخص باشد كه آن مطالب و نتايج از چه مسيري به دست آمده‌اند و واجد چه اعتبار و ارزشي هستند.
•    نقش خاص شما در تهيه اين برنامه چه بوده است؟
از نظر فيزيكي بنده كمترين سهم را در تهيه اين برنامه داشته‌ام و نقش اصلي‌ام اين بود كه ضرورت تهيه برنامه را براي كساني كه شايسته اين كار بودند دقيقا ترسيم كردم و زمينه‌هاي لازم را براي كارشان فراهم ساختم تا در يك فضاي فكري و رواني مناسب و با همدلي و به دور از محدوديت‌ها و موانعي كه باعث آسيب جدي به برنامه‌هاي پنج‌ساله گذشته كشور مي‌شد اين وظيفه مهم را به انجام برسانند.
به طور طبيعي در جلسات ارائه گزارش‌هاي مرحله‌اي پيشرفت كار و نقد و بررسي آنها به طور فعال حضور داشتم و از اين طريق مجموعه تهيه و توليد برنامه را هدايت مي‌كردم.
•    مهم‌ترين اهداف برنامه شما چيست؟ يا به بيان ديگر با فرض پياده‌شدن كامل اين برنامه چه تغييراتي ايجاد شده و چه نتايجي به دست مي‌آيد؟
عنوان كلي اين برنامه گوياي اهداف و جهت‌گيري كلان آن است؛ يعني دو هدف عمده پيشرفت و عدالت كه مقام معظم رهبري نيز به عنوان دستور كار دهه آينده ترسيم كرده‌اند اهداف كلان اين برنامه هستند و اهداف تخصصي در هر موضوعي نيز با نظر به اين دو هدف عمده (پيشرفت و عدالت) تعيين شده‌اند. در هر موضوعي كه وارد شده‌ايم اهداف خاص آن هم (اهداف كيفي و اهداف كمي) كار شده است و پاسخ قسمت دوم سؤال شما اين است كه در هر كدام از موضوعات، اهدافي تعيين شده كه تغييرات و نتايج مورد انتظار ما تحقق همان‌هاست و نمي‌شود بدون ورود به هر كدام از آن موضوعات گفت چه تغييرات و نتايجي به دست مي‌آيد. اجازه دهيد اين مطلب در مقاله يا گفت‌وگوي اختصاصي هر موضوعي آورده شود.
در مورد اهداف به طور كلي مي‌توانيم از «بهبود پايدار كيفيت زندگي» ‌و ارتقاي شاخص‌هاي توسعه سرمايه انساني، بهبود شاخص‌هاي اساسي و كيفي حوزه‌هاي فرهنگي اجتماعي، بهبود فضاي كسب و كار و رونق اقتصادي، كاهش جدي در نرخ بيكاري و تورم، كارآمدترسازي نظام دولت و توجه بيشتر به كار‌آفرينان، به‌كنترل‌درآوردن و كاهش جدي آسيب‌هاي اجتماعي، اصلاح ريشه‌اي مواضع و مواردي كه به‌وجود‌آورنده و گسترش‌دهنده فقر و فساد و تبعيض هستند و همچنين ايجاد توازن و تعادل‌هاي منطقه‌اي، نام ببريم كه تفصيل آنها را به طرح مباحث در موضوع خاص خودشان ارجاع مي‌دهيم.
•     براي چه موضوعات و محورهايي برنامه‌ريزي كرده‌ايد؟
از نظر عنوان و شكل، كم‌وبيش همان موضوعاتي است كه معمولا برنامه‌هاي پنج‌ساله به آنها مي‌پردازند و تفاوت‌هاي اساسي محتوايي اين برنامه با برنامه‌هاي قبلي را در گفت‌وگوهاي پيشين تا حدودي ذكر كرده‌ام. موضوعات مطرح‌شده در حوزه اقتصادي عبارتند از: رشد، تورم و سياست‌هاي پولي و اعتباري، بيكاري و اشتغال، سياست‌هاي مالي، خصوصي‌سازي و...
در حوزه مسكن و شهرسازي موضوعات مسكن، ساختمان، معماري و شهرسازي.
در حوزه‌ آسيب‌هاي اجتماعي موضوعات آسيب‌هاي خانواده، اعتياد، خرده‌فرهنگ‌هاي كجرو و ....
فرهنگ اسلامي، مشوق توسعه اصيل است
 


ديدگاه‌- هفته گذشته در اين صفحه پيش درآمدي بر برنامه پيشرفت و عدالت داشتيم كه در آن دكترمحمد باقر قاليباف مقدمه‌اي براي حركت خود و همفكرانشان در راستاي برنامه‌ريزي جامعي كه ايشان براي پيشرفت و عدالت داشته نگاشته بود.
نظر دكتر  قاليباف در آن نوشتار  اين بود كه از نقاط قوت اين برنامه، جمع ميان انديشه و عمل و ترسيم حركت دقيق و راهبردي از وضعيت موجود به سمت وضعيت مطلوب است.
بر آن شديم تا براي شفاف‌سازي‌ اين برنامه قبل از هر چيز چند گفت‌وگوي چالشي و ويژه با ايشان درباره مواضع مختلف‌شان در اين طرح مهم و ويژه داشته باشيم. بخش اول اين گفت‌وگو درباره عوامل و موانع توسعه و مفاهيم مرتبط با آن است كه از نظرتان مي‌گذرد.
•    در آغاز اين گفت‌وگو بهتر است از انگيزه‌ها و ضرورتي كه باعث شده شما با همراهي متخصصان حوزه‌هاي گوناگون اقدام به تهيه و تدوين «برنامه‌اي براي پيشرفت و عدالت» كنيد، صحبت كنيم.
در مقاله‌اي كه هفته پيش نوشته بودم بيان كردم كه ظرفيت كشور ما فراتر از آن چيزي است كه تاكنون به دست‌آورده‌ايم؛ البته اين به معناي انكار يا كوچك شمردن پيشرفت‌ها و دستاوردهاي ارزشمند برنامه‌هاي گذشته نيست بلكه ارزيابي‌اين است كه نسبت  فاصله بين وضعيت آرماني و مطلوب با وضعيت موجود و در مقايسه با ديگر كشورهاي منطقه در حال توسعه  به‌نظر مي‌رسد و در اين ميان ظرفيت‌هاي كشور و برنامه‌ريزي و مديريت توسعه را موردتوجه و تأكيد قرار مي‌دهد.
بنده در بررسي‌اي كه نسبت به موضوع كلي و تاريخي دولت و توسعه در ايران داشتم ديدم آنچه دوره معاصر(150 سال گذشته ما) را برايمان پراهميت مي‌سازد وجود آگاهي نسبت به عقب‌ماندگي و انديشه‌ و عمل در راستاي‌گذار از آن بوده است. در همين روند به نتايج متنوعي رسيدم كه يكي از آنها بحث داشتن برنامه و اجراي بهينه آن بود. به همين خاطر به‌عنوان يك چالش و ضرورت ملي برايم اهميت يافت كه در اين مقوله ورود داشته و با تهيه برنامه‌اي با جهت‌گيري پيشرفت و عدالت در حد وظيفه اين نياز را پاسخ گفته باشم.
•    به‌رغم موضع‌گيري شفاف شما اين سؤال به ذهن خطور مي‌كند كه آيا جنبه تبليغات سياسي و انتخاباتي يا انگيزه‌هايي در اين راستا  در ورودتان به اين حوزه دخيل نبوده است؟
ابعاد كاري كه انجام شده گوياي آن است كه نگاه مصرفي براي تبليغات نداشته‌ام و با علم به اينكه در رقابت انتخاباتي دوره دهم رياست‌جمهوري شركت من قطعي نبود كار را آغاز كرديم و با قوت ادامه داديم و نتايج اوليه و كلي آن را پيش از برگزاري انتخابات به‌صورت محدود منتشر ساختيم و به اين برنامه راهبردي به‌عنوان برنامه‌اي كه اجراي آن براي كشور مفيد و پيش‌برنده است باور داشته و نقد و بهره‌برداري از آن را توصيه مي‌كنيم.
•    در نگاهي كلان قبل از هر برنامه‌ريزي‌اي براي شما اين پرسش مطرح نبود كه آيا در كشور‌ ما پيش‌نياز‌هاي لازم براي تهيه و اجراي مناسب برنامه‌هاي توسعه‌اي وجود دارد؟
اگر نگرش سطحي و پروژه‌اي به برنامه نداشته باشيم و توسعه را يك پروسه و جريان عميق و نهاد‌مند براي شكوفايي و تعالي بدانيم بله بسياري از نا‌رسايي‌ها و موانع وجود دارد كه ممكن است ما را از قرار گرفتن در مسير توسعه مطلوب باز دارد و گفتمان بنيادين نظام اسلامي را كه معطوف به شكل دادن تجربه‌اي اصيل از يك توسعه بومي است با چالش‌هاي بسيار مواجه سازد. واقعيت اين است كه جمهوري اسلامي ايران در تمامي ادوار حيات خود در وضعيتي از «اضطرار» قرار داشته و به واسطه در‌گير بودن با برخي از فشار‌هاي داخلي و خارجي كمتر فرصت مناسب براي تجميع نيرو‌هاي فكري و عملي خود در راستاي اقدام به توسعه همه جانبه يافته است. عوامل بسياري به‌عنوان كند‌كننده و مانع توسعه عمل كرده‌اند. ما هنوز در بسياري از الزامات و پيش‌شرط‌هاي موفقيت در توسعه مشكل داريم.
•    اين الزامات و پيش‌شرط‌ها چه موضوعاتي هستند؟
از منظر‌هاي مختلف مي‌توان اين الزامات و پيش‌شرط‌ها را بررسي و تعيين كرد. بنده از اين منظر كه مسير تحقق توسعه از يك راهبرد ائتلافي ميان دولت، بنگاه‌هاي خصوصي، مشاركت عمومي و سازمان‌هاي مستقل مي‌گذرد اين موارد را عرض مي‌كنم:
وجود ثبات: به معني آرامش و استحكامي كه در سايه آن اطمينان و اعتماد كافي براي برنامه‌ريزي بلندمدت، ساماندهي عوامل توسعه‌اي، تعامل سازنده با محيط داخلي و بين‌المللي فراهم باشد و از اضطرار و روزمرگي و بحران فارغ باشيم. ما اكنون در وضعيت ثبات نسبي قرار داريم و شايد ثبات كامل انتظاري غيرمعقول باشد به‌خصوص براي كشور ما كه داعيه‌ها و آرمان‌هاي معارض با نظام‌هاي سلطه نيز دارد.
دسترسي به منابع مالي گسترده و پايدار: توسعه عميقاً با سرمايه‌گذاري و منابع قابل اتكا ارتباط دارد. اما عامليتي كه قادر به توليد ثروت و جذب سرمايه و تخصيص بهينه منابع باشد از اهميت بيشتري برخوردار است. درآمد نفتي براي ما فرصتي بوده است كه درصورت تخصيص درست و كارآمد مي‌توانست هم توان و تحرك ما را در مسير توسعه افزايش دهد و هم پيامدهاي منفي (مانند وابستگي دولت به نفت، گسترش فساد، تنبلي اجتماعي و در نهايت بي‌توجهي به منابع مالي ديگر) را باعث نشود. پس در اين مورد مسئله اصلي ما «نحوه تخصيص» درآمدهاست.
وجود نيروي انساني آموزش‌ديده و فعال: ما از نيروهاي مناسبي برخورداريم كه انگيزه پيشرفت و سربلندي كشور را هم دارند اما هنوز از اين مزيت بهره‌برداري درست نكرده‌ايم و آن‌طور كه بايد و شايد در خدمت توسعه و تعالي كشور قرار نگرفته‌اند.
وجود فرهنگ مشوق توسعه و پويايي توليد علمي: فرهنگي كه بالندگي و رشد روزافزون را توصيه كند و همه را به ارتقاي سطح بينش و دانش برانگيزد توسعه را تسهيل و تسريع مي‌كند. فرهنگ اصيل اسلامي اينگونه است و در مقاطعي از تاريخ امتحان خوبي پس داده است. ما هنوز عناصر ناب اين فرهنگ را استخراج نكرده و در پشتوانه توسعه قرار نداده‌ايم. بين توسعه و پويايي علمي پيوندي عميق برقرار شده به‌نحوي كه رقابت در توسعه و رقابت در توليد و بهره‌مندي از علم و فناوري دو روي يك سكه تلقي مي‌شوند؛ اما توليد و پويايي علمي‌اي كه در خدمت توسعه باشد نه منفك و منحصر به افزايش تعداد مقالات برجسته يا ثبت اختراعات. پس در اين خصوص نيز مسئله ما فقدان فرهنگ‌توسعه گرا يا دانش توسعه نيست بلكه مسئله در به‌كارگيري اين فرهنگ و دانش است.
نظام حقوقي كارآمد:تصور توسعه يك جامعه بدون وجود نظام حقوقي كارآمد كه شكل‌دهنده و تنظيم‌كننده روابط و تعاملات بين عوامل و بخش‌هاي متنوع و مختلف توسعه باشد دشوار بلكه ناممكن است.اين نظام «زمينه‌ساز» روند بهينه توسعه است. درست است كه نظام حقوقي ما برگرفته از فقه و شريعت است اما هنوز ظرفيت‌ها و توانايي‌هاي آن به خوبي شناخته و استخراج نشده است و پوشش كافي براي الزامات توسعه فراهم نياورده است. قوانين ما همچنان حجيم، در تزاحم و تعارض با يكديگر و  غيرمنطبق با ضرورت‌هاي رونق و توسعه كسب و كار هستند. در يك ارزيابي كلي مي‌توان گفت كه كشور ما از لحاظ
پيش شرط فوق وضعيت خوبي ندارد. 
استفاده از فناوري‌ها و روش‌هاي نوين: مجهز شدن به فناوري نوين، هم عامل تسريع‌كننده توسعه و هم پيامد توسعه تلقي مي‌شود. توسعه بدون تجهيز بخش‌هاي مختلف توليدي و خدماتي، نهاد‌ها و افراد به دانش و روش پيشرفته و كارآمد تحقق نمي‌يابد.بسياري از فناوري‌هاي نوين در كشور‌ ما هنوز به‌عنوان يك پيش‌ شرط تسريع‌كننده توسعه عمل نمي‌كنند.البته‌ پيش‌شرط‌هاي اجتماعي از قبيل انسجام اجتماعي مناسب و داشتن طبقه متوسط قوي نيزاهميت فوق‌العاده دارند كه ما مراقبت كافي و جهت‌دهي كارآمدي در اين مقوله نداشته‌ايم. تأمين اين پيش‌نياز‌ها نيز مي‌تواند بخشي از برنامه باشد و ما تا حد امكان در موضوعات مختلف به اين موارد هم توجه داشته‌ايم و به‌عنوان سياست‌هاي حاكم بر برنامه مد‌نظر قرار داده‌ايم.

دقت عمل براي پتانسيل‌ها و چالش‌ها
 


ديدگاه‌- توسعه عدالت محور يكي از دغدغه‌هاي بنيادين انقلاب اسلامي از ابتداي خود تا اكنون بوده است.
اين دغدغه اما هميشه در فراز و نشيبي كه روند انقلاب اسلامي در اداره جامعه و
همين طور تعامل خود با جهان  بيروني‌اش داشته دچار نوساناتي در نظر و اجرا بوده است. صفحه پيشرفت و عدالت كه بناي خود را بر واكاوي و تبيين برنامه‌اي كه دكتر قاليباف و همفكرانشان با عنوان پيشرفت و عدالت آماده كرده‌اند قرار داده، تا‌كنون با گفت‌وگويي مفصل سعي بر آن داشته كه ابعاد مختلف اين برنامه را با توجه به تلاش‌هاي فراوان و نگاه فرابخشي و كارشناسي تدوين كنندگان و در رأس آنها دكتر قاليباف بررسي‌كند.
تا به حال 3بخش از اين گفت‌وگو با محور‌هاي مختلف در اين صفحه درج شده است. محور‌هاي عمده گفت‌وگو‌هاي پيشين درباره ماهيت برنامه‌ريزي، توسعه و عدالت، روش‌ها و اهداف برنامه‌اي براي پيشرفت و عدالت و...بود.در واپسين بخش اين گفت‌وگو اما به دستاورد‌ها،  اهداف و همكاران همفكري كه در تدوين اين برنامه نقش داشته‌اند پرداخته شده است كه از نظرتان مي‌گذرد.
•    دستاورد‌هاي برنامه‌اي كه تا‌كنون تهيه كرده‌ايد چه بوده است؟
در مورد همه موضوعات اساسي كه بررسي و برنامه‌ريزي انجام شده است گزارش‌ها و اسناد مطالعات بسيار مفيدي به دست آمده كه به‌عنوان اسناد پشتيبان در 82 مجلد و حدود 13 هزار صفحه تدوين و تنظيم شده است.در اين گزارش‌ها نسبت به هر موضوع، توصيف و تحليل وضعيت موجود و روند‌هايي كه طي شده است وجود دارد.پتانسيل‌ها و مزيت‌هاي قابل بهره‌برداري و چالش‌هاي اساسي كه بايد نسبت به آنها با دقت عمل شود نيز شناسايي و معرفي شده‌اند. هدف‌گذاري‌هاي كيفي و كمي صورت گرفته و مشخص شده است كه در چه ابعادي از موضوع بايد چه تغييرات و بهبود‌هايي انجام شود و بعضاً زمان كلي آنها نيز بيان شده و براي تحقق اهداف نيز راهبرد‌هاي مشخص ارائه شده و اقدامات و الزامات اساسي مربوطه ذكر شده است. مهم‌تر از همه اينها اينكه در اين كار گسترده و جمعي،  افراد و تيم‌هاي كارآمد  و برنامه‌ريز‌‌هاي تخصصي در هر موضوع شناسايي شده‌اند.
•    چه كساني در به فرجام رسيدن اين برنامه با شما همكاري داشته‌اند؟
‌تا اكنون و  تا اين قسمت برنامه كه انجام شده است بيش از 200 نفر از صاحب‌نظران و كار‌شناسان خبره در بخش‌ها و فرا‌بخش‌هاي مختلف اعم از اقتصاد كلان، امور توليدي و زير‌بنايي، امور فرهنگي و اجتماعي و... در قالب‌ تيم‌هاي موضوعي- تخصصي همكاري داشته‌اند و اين دوستان از انجام اين كار هيچ‌گونه نام و عنوان و امتيازي را نخواسته‌اند و البته در حوزه‌هاي تخصصي خودشان شناخته شده و صاحب‌نام و مجرب هستند. اين افراد علاوه بر اينكه داراي تحصيلات عالي در تخصص‌هاي مربوطه هستند از سوابق تجربي در سطوح مختلف دستگاه‌هاي دولتي و غيردولتي نيز برخوردار بوده‌اند و چون جمع بين انديشه و عمل را واجد بودند براي ما با ارزش ويژه تلقي شدند و به لحاظ همين خصوصيت‌هايشان بود كه براي اين كار به همكاري دعوتشان كرديم و انصافاً آنها هم وقتي مطمئن شدند كه مي‌خواهد كار مفيدي براي پيشرفت كشور و فرهنگ‌سازي‌ در اين جهت صورت گيرد از اين دعوت استقبال كردند و بي‌دريغ و بدون منت و چشمداشت در يك تلاش گسترده و فشرده كار‌هاي واگذار شده را پيش بردند و الحمدلله نتايج خوبي هم حاصل شد و براي ما تجربه موفقي بود.
•    آيا قصد انتشار مطالب و نتايج به دست آمده را داريد؟
  البته خاصيت اصلي برنامه اين است كه در مجراي عمل قرار گيرد و پياده‌سازي شود اما اين همه مطلب نيست و ما مقاصد ديگري هم مي‌توانيم داشته باشيم كه كشور ما از آن جنبه‌ها نيز نيازمند توجه است. براي نزديك كردن اين برنامه به اجرا، ابتدا و با شتاب خلاصه‌اي از نتايج را در يك مجلد تنظيم و به مراجع ذي‌صلاح و اشخاصي كه دست‌اندركار برنامه‌ريزي و اجراي برنامه‌ها در كشور هستند ارائه كرديم تا مورد بهره‌برداري قرار دهند.در نظر داريم كه نتايج تفصيلي به دست آمده را نيز به‌صورت مجلدات موضوعي- تخصصي منتشر كنيم كه حدود 30 كتاب برآورد شده است و قرار است به مرور منتشر شود.
•    چرا تمايل داريد اين نتايج به دست آمده‌ را كه حاصل زحمات شخصي شما و همفكرانتان است در رسانه‌هاي عمومي منتشر كنيد؟
 چون خريد و مطالعه كتاب مخاطبان خاص خودش را دارد و رسانه‌هاي عمومي مثل روزنامه‌ها، مجلات و سايت‌ها نيز مخاطبان عام و گسترده‌تري را دارند و ما به لحاظ توسعه آگاهي‌هاي عمومي نسبت به مقوله برنامه‌هاي قابل اجرا در كشور و ارتقاي بينش و نگرش جامعه نسبت به مسير پيشرفت و توسعه كشور اين كار را مفيد و ضروري مي‌دانيم،  لذا وقتي با اصحاب رسانه هم مطرح كرديم استقبال شد و انتشار مطالب از اين طريق را هم مناسب ديدند. البته تبديل مطالبي كه از جنس برنامه‌ريزي است به مطالب رسانه‌اي و براي مخاطب عمومي، مهارت‌هاي ديگري را مي‌طلبد كه اميد‌واريم دوستان همكار ما كه اين مرحله را نيز تقبل كرده‌اند بتوانند بين برنامه و مردم هم ارتباط لازم را برقرار كنند.
اگر مردم بينش و نگرش برنامه‌اي پيدا كنند به‌طور كلي تحليل‌ها ،  انتخاب‌ها و تصميم‌هايشان تغيير مي‌كند و ارتقا مي‌يابد و اين دستاورد كمي نيست و شايد بهترين تأثيراتي كه مي‌توانند رسانه‌هاي عمومي داشته‌ باشند همين باشد كه مردم را در بهبود تحليل‌‌ها،‌ انتخاب‌‌ها و تصميم‌هايشان كمك كنند و اين حتماً در شاخص‌هاي ارتقاي كيفيت زندگي تأثير مثبت و چشمگيري خواهد داشت و برنامه‌اي كه براي كشور باشد قطعاً بهبود كيفيت زندگي را بايد از اهداف كانوني و اساسي خود بداند پس ما از اين راه داريم برنامه را به تحقق مي‌رسانيم.
•    راز ماندگاري يك برنامه پيشرو معمولا در اصلاح مداوم و به نوعي‌ روز‌آمد نگه داشتن آن است. آيا شما نيز اين قصد را داريد؟
 حتماً، برنامه‌اي كه براي اصلاح و بهبود است خودش نمي‌تواند از اين قاعده مستثني باشد. بالاخره درست است كه  عده‌اي  اين كار را تهيه و تنظيم كرده‌اند اما خردجمعي، مطلب بالاتري است و انتشار عمومي اين حسن را هم دارد كه با قرار گرفتن كار در معرض نقد و داوري ديگران به پخته شدن مباحث و بيشتر آموختن ما هم كمك مي‌كند؛ يعني يادگيري دو طرفه را به‌وجود مي‌آورد كه نتيجه‌اش هم رشد و پيشرفت و دانش و بينش طرفين است.
در مورد روز‌آمد نگه داشتن هم بايد گفت چون اين برنامه مبتني بر اطلاعات و خواسته‌هاي مقطع خاصي از زمان تهيه شده است با تغيير آن اطلاعات و خواسته‌ها بايد تغيير كند و برخي از موضوعات و مطالب كه مشمول مرور زمان مي‌شوند و گذشت زمان آنها را كهنه مي‌كند و تغيير مي‌دهد قاعدتاً بايد مرتبا نو شوند و بر تحليل‌هاي پيشرفته‌تر و راهبرد‌ها و اقدامات مؤثر‌تر بنا شوند اما اين شامل همه برنامه نيست چون قسمت‌ها و بخش‌هايي از آن اختصاصي و بديع هستند كه تا چار‌چوب و مباني آنها مطلوب و مورد نظر باشد يا تا تحقق نيافته و پياده نشده است مي‌تواند ثابت بماند و حفظ شود تا زماني كه فرصت تحقق پيدا كند.
 

کد; 4584
گروه: مصاحبه

امتیاز بندی

در حال حاضر هیچ نظری ارسال نشده است
ارسال نظر:

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

Enter the code shown above:

حريم شخصي كاربران  |  شرایط استفاده
کلیه حقوق سایت برای سازمان پدافند غیرعامل کشور محفوظ می باشد   |  Design & Support: Irandnn.ir