دوشنبه, اسفند 24, 1388

آخرین مطالب | آرشیو | جستجو

تاریخ: ۱۳۸۸ يکشنبه ۱۳ دي نظرات: 0 نظر نمایش: 292 مرتبه امتیاز 1   (Article Rating)
از بازيافت زباله تا سوخت کارخانه سيمان!

خانم دکتر شيرزادي از بازگشتتان به ايران پس از اتمام تحصيلات در دانشگاه کاسل آلمان و تاسيس شرکت بازيافت در کرمانشاه برايمان بگوييد.

در سال75  پس از پايان درسم به ايران آمدم و کارهاي متفاوتي در بخش مديريت پسماند و اثرات آن در محيط زيست انجام دادم.
ارائه الگوي مناسبي براي پروژه بازيافت پسماندها در ايران (با توجه به شرايط جغرافيايي و آب و هوايي) موضوعي بود که در دوره دکترا روي آن کار کرده بودم . وقتي به ايران آمدم آن را با جاهاي مختلفي از جمله شهرداري ها مطرح کردم. متاسفانه در آن زمان شرايط مهيا نبود چون بحث محيط زيست به عنوان يک مساله جدي تلقي نمي شد لذا تصميم گرفتم که خودم مجري اين پروژه بشوم . درسال75  مجوز تاسيس پروژه بازيافت پسماند زباله کرمانشاه را از وزارت صنايع گرفتم. اين کار مشارکت شهرداري را مي طلبيد لذا در آن موقع موفق نشدم و در سال77  موفق شدم و با شهرداري کرمانشاه شرکت بازيافت مواد و توليد کود آلي کرمانشاه را مشترکا تاسيس کرديم و اين شرکت مجري مديريت آموزش، تفکيک، جمع آوري و پروژه بازيافت زباله کرمانشاه شد.
البته توجه کنيد کار خيلي آساني نبود که يک زن به عنوان مجري يک طرح با شهرداري بتواند خودش را اثبات کند و کار را در دست بگيرد ولي اين پروژه در حال حاضر به طور ميانگين560  تن زباله شهر کرمانشاه را بازيافت مي کند.
ظاهرا شما پروژه هاي مديريت پسماند زباله بسياري از شهرهاي ديگر کشور را هم انجام داده ايد.
بله از سال80  به بعد فاز مطالعاتي و يا نظارت بر اجراي بسياري از پروژه هاي پسماند زباله شهرهاي کشور را انجام دادم. اولين کارمان در زاهدان بود و بعد وقتي کار به نتيجه رسيد پروژه بقيه استان را هم به ما دادند بعد از آن پروژه بازيافت پسماند زباله48  شهر استان اصفهان را مطالعه کرديم و براي هر شش الي8  شهر يک پروژه داريم. مثلا در پروژه لنجان که دومين پروژه ما بود
 هشت شهر را مورد بررسي قرار داديم و يک پروژه واحد براي آنها طراحي کرديم. برخي از اين شهرها هنوز در حال اجرا هستند. مطالعات سنندج را انجام داديم و تا مرحله بهره برداري نظارت  داشتيم، انزلي را در دست اجرا داريم. مطالعات و بخشي از نظارت بر اجراي بجنورد را انجام داديم. چابهار، زابل و شهرهاي همجوارش و خمين و ...
آيا شما براي انجام اين کارها تيم کارشناسي و پژوهشي داريد؟
بله يک تيم کارشناسي تشکيل دادم و جوان هاي تحصيلکرده شهر کرمانشاه را در اين تيم براي کارهاي مطالعاتي و نظارت بر اجرا، آموزش دادم و اين تيم همه جا کار مي کند.
در مجموع روي پروژه هاي بازيافت مواد چند شهر کشور مطالعه و نظارت کرديد؟
براي85  شهر طرح نوشتيم. براي دو هزار روستا برنامه نوشتيم. برنامه مديريت پسماند روستاهاي سيستان و بلوچستان را به طور کامل تهيه کرديم.11  پروژه اجرا شده است. يک سري از پروژه ها به دليل صرفه جويي در هزينه ها به صورت مجموعه است و منطقه اي عمل شده است.
 يک واحد مشترک مي تواند پسماندهاي چند  منطقه نزديک به هم را انتقال دهد ما اولين کار مشترک را با کمک شهرداري و استانداري در لنجان اصفهان انجام داديم.
در حال حاضر چند کارشناس و محقق با شمار کار مي کنند؟
در پروژه بازيافت کرمانشاه32  کارشناس و کاردان دارم که در اين بخش متخصص شده اند.
شما خودتان در کرمانشاه ساکنيد، آيا بازيافت زباله در کرمانشاه تحت مديريت شماست و به طور کامل انجام مي شود؟
بله. در شهر کرمانشاه روزانه500  تا600  تن زباله توليد مي شود که از آن حدود600  ميليون ليتر شير آبه رها مي شود و به طور متوسط يک ميليون تن گاز گلخانه اي متصاعد مي شد ما براي جلوگيري از اين  آلودگي ها اين کار را شروع کرديم.
علت گرايش شما به اين رشته چه بوده است؟
من خانواده کشاورزي داشتم و از بچگي با کشاورزي در ارتباط بودم. ابتدا کشاورزي بين المللي خواندم چون دوست داشتم که کار نويني انجام بشود. بعد با کشاورزي توسعه پايدار آشنا شدم. کشاورزي اي که در آن بايد مصرف سم و کود کم بشود. در اين نوع کشاورزي (پايدار) بايد از توده هاي ارگانيک استفاده کنيم. در دوران تحصيلم در آلمان هميشه فکر مي کردم که چطور مي شود تلفيقي بين کشاورزي و محيط زيست بدهم تا هم محيط زيست را حفظ کنيم، آلودگي زباله را کم کنيم و هم بتوانيم کشاورزي سالم را توسعه بدهيم. بايد بدانيد ما دفن زباله به طور اصولي در کشور نداريم چون خيلي پرهزينه است.
دفن اصولي زباله چيست که در کشور نداريم و پرهزينه است؟
دفن اصولي يعني زيرساخت ها و بسترهايي در لايه هاي مختلف زمين ايجاد بشود و عايق بندي شود ودر کانال ها لوله هاي شيرآبه تعبيه شود و اين شيرآبه تصفيه بشود و گازهايي که در آنها ايجاد مي شود جمع آوري شده و تبديل شود. درهيچ شهر کشور يک کار به طور کامل انجام نمي شود چون بسيار پرهزينه است. دفن يک تن زباله به شکل اصولي حداقل60  دلار هزينه مي خواهد.
تعريف شما از بازيافت چيست؟
بازيافت درمان زباله است، حذف آلودگي زباله تنها از طريق بازيافت امکان پذير است. برخي مي گويند زباله طلاي کثيف است و البته مي توان زباله را تبديل به مواد کرد ولي خيلي هزينه دارد. در هيچ جاي جهان توليد مواد از زباله نمي تواند هزينه خودش را تامين کند. به نظر من در مورد محيط زيست همه بايد تلاش کنند چون يک مسئله جهاني است.
علت مشکل زباله و بازيافت آن در کشور به طور کلي چيست؟
در ايران هنوز اين موضوع جا نيفتاده که شهرداري ها بايد از توليد کننده زباله ها پول بگيرند و براي بي خطر کردن و بازيافت آ ن هزينه کنند در همه جاي دنيا اين طور است.
هنوز کسي پول نمي دهد لذا مشکل زباله ايران باقي مانده است.
در مورد فعاليت  مشترکتتان در کرمانشاه بيشتر توضيح بدهيد، اين شرکتدقيقا  چه مي کند؟
چون اين رشته را خوانده بودم احساس مسئوليت کردم و اين عزم را کردم که از جايي شروع کنم و پروژه کرمانشاه کليد خورد. براي اينکه بتوانيد500  تن زباله را با نرخ امروز دفن کنيد بايد هشت ميليارد تومان هزينه کنيد ولي من از آنجا که دنبال نوآوري و استفاده از پتانسيل هاي موجود بودم با کمک هاي موجود شهرداري وسرمايه گذاري شخصي اين پروژه را به جايي رسانديم و بعد از دو سال که ديدند اين پروژه40  درصد راه اندازي شده و کار مي کند، وزارت کشور کمک هاي خوبي به اين پروژه کرد که جاي تقدير دارد. دو، سه سال اخير هم از محل وام هاي زود بازده در سه مرحله وام گرفتيم. بايد اعلام کنم در اين پروژه تا پايان امسال70  درصد زباله کرمانشاه بازيافت و تبديل به کود خيلي خوب مي شود البته با کشاورزي هم قرار بستيم. آنها بعد از چند سال متوجه شدند زمين هاي کشاورزي در حال از بين رفتن است لذا قرارداد بستند که کل کود توليدي را بخرند.
فکر مي کنيد اين پروژه کي به صد درصد برسد؟
بعضي از چيزها در ظاهر قابل بازيافت نيست مثل کيسه هاي پلاستيکي و جلد بسته بندي ها و ظروف يکبار مصرف که در دو سال اخير افزايش يافته است. اينها در آلمان با تکنولوژي هايي جداسازي  شده و به عنوان سوخت کارخانه و نيروگاه مصرف مي شود.
ما براي اولين بار در حال راه اندازي اين تکنولوژي هستيم به اين مي گويند: “تبديل به انرژي جايگزين” يا “RDF”50  درصد تجهيزات اين تکنولوژي را به کرمانشاه آورديم و سوله هايش را هم ساختيم اميدواريم که تا پايان بهمن ماه براي اولين بار در کشور کمپوست، جداسازي مواد با ارزش مثل شيشه و کاغذ و فلز براي بازيافت مواد باقيمانده جهت سوخت کارخانه سيمان کرمانشاه آماده مي شود.
به اين ترتيب تا پايان سال کرمانشاه اولين شهري خواهد بود که زباله و پسماند آن به صورت صددرصد بازيافت مي شود،  آيا اين طور است؟
بله و به اين ترتيب ديگر دفن زباله هاي خانگي در کرمانشاه نخواهيم داشت.
شما اخيرا به عنوان پژوهشگر نمونه استان هم معرفي شديد و مورد تقدير قرار گرفتيد، آيا جوايز ديگري به شما اهدا شده است؟
بله سال83  جايزه ملي محيط زيست را گرفتم. سال85  کارآفرين برتر ملي کشور شدم چون با اجراي اين پروژه شغل هاي جانبي ايجاد شده و حدود600  نفر به صورت پرسنل در اين خصوص با شهرداري همکاري مي کنند. امسال مقاله ام درمورد طرحRDF  که استفاده از پسماندها به عنوان انرژي جايگزين در صنعت سوخت سيمان است در يک سمينار تخصصي، مقاله برتر شد و چون پروژه اجرايي است و در حال اجرا است به همين دليل در هفته پژوهش هم به عنوان مقاله برتر شناخته شد. و لذا من را به عنون پژوهشگر نمونه استان معرفي کردند.
چند مقاله پژوهشي تاکنون نوشته ايد؟
خيلي.
آماري بدهيد.
شايد حدود صد مقاله در سمينارها در مورد پسماند زباله ارائه کرده ام.
چند ساعت در روز کار مي کنيد؟
همکارانم به من مي گويند خستگي ناپذير، چون از ساعت8  صبح تا6  و7  بعد از کار مي کنم ضمن اينکه بيشتر وقت من در پروازها براي پروژه هاي شهرهاي ديگر است.
چند ساعت در روز مطالعه مي کنيد؟
چون حداقل در سال در شش کنفرانس و سمينار بين المللي شرکت مي کنم، براي اينکه دانشم را به روز کنم مدام مطالعه مي کنم اين طور بگويم که از هر فرصتي براي مطالعه استفاده مي کنم.
در بچگي دوست داشتيد چه کاره بشويد؟
من در کودکي رويا نداشتم چون در گيلان غرب متولد شدم و محيط بسته اي داشتيم و دخترها آن زمان فقط شش کلاس درس مي خواندند و دبيرستان نداشتيم.
 آن موقع که با بچه ها بازي مي کردم مي گفتم: مي خواهم مهندس بشوم ولي در دلم خنديدم و مي  گفتم: وقتي مدرسه نداريم چطور اين اتفاق مي افتد؟! اما بالاخره به صورت متفرقه درس خواندم و ادامه دادم.
آيا فکر مي کرديد روزي به عنوان يک محقق مورد تقدير قرار بگيريد؟
از کودکي خيلي اهل مطالعه بودم. چون پدرم اهل مطالعه بود. هميشه داشتن نام نيک برايم مهم بود و دلم مي خواست براي جامعه ام عضو موثري باشم.
حلقه مفقوده تحقيق و صنعت در کشور ما چيست؟
در ايران افراد باهوش زياد هستند ولي همه تک کار مي کنند و کار تيمي معمول نيست. اين حلقه مفقوده وجود دارد. به نظر من بايد صنعت را آناليز کنيم و از تکنولوژي درست با کمک دانشگاه ها استفاده کنيم. البته دانشگاه ها هم انگيزه کافي ندارند.
صنعت ما نبايد وارداتي باشد. بايد اعتماد به نفس را در جوانان پرورش بدهيم. در دانشگاه ها متاسفانه دانشجويان وادار به تحقيق واقعي نمي شوند ملاحظه مي شود که در اغلب مواقع از روي دست هم مي نويسند. نکته ديگر اين است که بايد الگو پروري ملي داشته باشيم. اينها حلقه هاي مفقوده اند.
از شما متشکرم.

 

کد; 4440
گروه: مصاحبه, علم و فناوری

امتیاز بندی

در حال حاضر هیچ نظری ارسال نشده است
ارسال نظر:

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت

Enter the code shown above:

حريم شخصي كاربران  |  شرایط استفاده
کلیه حقوق سایت برای سازمان پدافند غیرعامل کشور محفوظ می باشد   |  Design & Support: Irandnn.ir