آخرین مطالب | آرشیو | جستجو
با معاون وزير كشور و رئيس سازمان مديريت بحران كشور جام جم آنلاين: ايران يكي از 10 كشور بلاخيز دنياست، به طوري كه از ميان 43 نوع حادثهاي كه روي كره زمين اتفاق ميافتد 34 مورد آن در كلكسيون حوادث طبيعي كشور وجود دارد.
دامنه وسيع وقوع حوادث طبيعي و حوادث انسانساز بالقوه كه رخداد آنها شرايط بحراني را در كشور رقم ميزند، همراه با ضرورت هماهنگي ميان سازمانها و دستگاههاي مسوول با هدف اعمال مديريت واحد و منسجم به هنگام وقوع بحران، تشكيل سازمان نوپاي مديريت بحران كشور را رقم زد. مهندس حسين باقري، معاون وزير كشور و رئيس سازمان مديريت بحران كشور جزو مديراني است كه تحصيلات مرتبط با جايگاهي كه در آن قرار گرفته را دارد. وي كارشناس ارشد رشته علوم و مديريت بحران است و سمتهايي همچون مديركل ستاد حوادث غيرمترقبه وزارت كشور و شهردار منطقه 14 شهر تهران در كارنامه فعاليت چند ساله او به چشم ميخورد. وي معتقد بر اصل مديريت بر بحران به جاي مديريت در بحران است و تاكيد ميكند كه مشكل اصلي در شرايط بحران بحث مديريت منسجم و يكپارچه است. مهندس باقري در حالي كه زلزله را همواره خطري جدي براي بافتهاي فرسوده كشور ميداند پيشبيني زمان وقوع زلزله در كشور را ادعايي غيرعلمي ميداند و معتقد است مقاومسازي و اصوليسازي بهترين راه براي مقابله با زلزله است. به گفته باقري ، ايران به طور بالقوه آبستن 5 حادثه طبيعي مهم است كه پيشبيني زمان و مكان دقيق وقوع آنها امكان ندارد. گفتگوي ما با رئيس سازمان مديريت بحران كشور پيش روي شماست. آقاي باقري، ابتدا تعريفي از بحران ارائه كنيد و اين كه آيا حيطه فعاليت سازمان مديريت بحران كشور فقط در حوزه حوادث طبيعي همچون سيل و زلزله است يا هر اتفاقي كه كشور را از شرايط عادي خود خارج كند مانند يك بيماري واگيردار نيز در شرح وظايف سازمان مديريت بحران كشور قرار ميگيرد؟ براي ورود به اين بحث لازم است تعريفي از بحران ارائه كنم. هرگونه حادثهاي كه به طور ناگهاني و غيرقابل كنترل اتفاق بيفتد اعم از حوادث طبيعي و انساني كه مردم را در شرايط سخت و دشوار قرار دهد و نيازمند يك سري اقدامات موثر براي برگرداندن اين شرايط به وضعيت عادي باشد، بحران تعريف ميشود. البته مشكل بزرگي كه در اين بخش مطرح ميشود تصور عموم است كه سازمان مديريت بحران كشور را مسوول حوادث كشور ميدانند، در حالي كه مسوول حوادث كشور دستگاههاي مرتبطي اعم از وزارتخانهها، سازمانها و نهادهايي كه در قانون تعريف شده و هر كدام مستقيم در امور اجرايي دخيلند، هستند و اين سازمان فقط مسوول مديريت بحران در كشور است؛ به اين معني كه اگر حادثهاي بدرستي مديريت نشده و شرايط بحراني به وجود بيايد و دستگاههاي مرتبط نيز نتوانند امور محوله را بخوبي اداره كنند، در اين شرايط سازمان مديريت بحران كشور در جايگاه بالاتري از مديريت بحران ورود پيدا كرده و همه دستگاهها را براي رفع آن بحران، بسيج ميكند. به طور نمونه اپيدميهاي انساني بر اثر وقوع يك بيماري نيز ممكن است براي ما يك بحران ايجاد كند كه در اين خصوص بحث جهاني وباي التور كه 2 سال گذشته در كشور ما مطرح بود و سازمان مديريت بحران كشور براي پيشگيري از اين موضوع، همه دستگاههاي مرتبط را بسيج كرد، اما متولي اين امر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي بود يا حادثه كولاك و برفي كه زمستان 2 سال قبل رخ داد و جادههاي چند استان كشور را مسدود كرد، در اين شرايط سريعا اقدامات و هماهنگيهاي لازم با دستگاهها و سازمانهاي مرتبط صورت گرفت و كار امدادرساني براساس استانداردهاي بينالمللي و در كوتاهترين زمان انجام شد. در هر صورت مسوول حوادث دستگاههاي مربوط هستند و سازمان مديريت بحران صرفا مسوول امر مديريت بحران است. كشورمان از لحاظ فراواني بروز حوادث طبيعي در چه وضعيتي قرار دارد؟ هماكنون 43 نوع حادثه روي كره زمين وجود دارد كه از اين تعداد تا 2 سال قبل 32 مورد را ايران تجربه كرده و از 2 سال قبل به اين طرف 2 حادثه جديد به كلكسيون حوادث كشور اضافه شده و تعداد كلي حوادث را به 34 مورد افزايش داده است. اين دو حادثه يكي توفان گونو بود كه تا اين زمان سابقه سوناميهاي محدود به اين شكل را در كشورمان نداشتيم و ديگري حادثه توفان، سرمازدگي و كولاك كه همزمان به مدت 2 ماه كل كشور را تحت تاثير قرار داد و موجب آسيبديدگي و تخريب وسيع محصولات كشاورزي و باغي شده و همچنين قطعي و افت فشار گاز كه در 50 سال اخير بيسابقه بود. براساس اطلاعات موجود، كشور ما جزو 10 كشور حادثهخيز دنياست؛ به طوري كه سالانه 10 درصد از توليد ناخالص ملي صرف جبران اين خسارتها ميشود. در چنين شرايطي اخبار منتشر شده بيانگر تمركز فعاليتهاي سازمان مديريت بحران كشور بر برنامههاي پيشگيرانه براي مقابله با حوادث است. اين اقدامات پيشگيرانه شامل چه مواردي است؟ تا 3 سال گذشته در ماده 10 قانون امداد و نجات كشور كه مربوط به بحث اعتبارات و بودجههاست قيد شده بود كه در صورت بروز حوادث طبيعي و انساني مسوولان مرتبط با آن ميتوانند براي اجراي برنامهها و اقدامات خود از اين اعتبارات مالي استفاده كنند، اما خوشبختانه با اصلاح قانون، در حال حاضر در 2 ماده اين اعتبارات پيشبيني و تاكيد شده است. به دليل اهميت طرحهاي پيشگيرانه اين امكان فراهم شده تا سازمان مديريت بحران كشور در بخش آموزش و تحقيقات و اجراي برنامههاي پيشگيرانه براي آمادگي در شرايط بحران از اين اعتبارات هزينه كند. در اين خصوص در بخش طرحهاي پيشگيرانه، درصد قابل قبولي از اعتبارات به اجراي طرحهاي پيشگيرانه و درصدي نيز براي بازسازي و رفع خسارتها اختصاص يافته است، چراكه معتقديم هر گونه هزينه كردن در بخش پيشگيري نهتنها هزينه اضافي و اتلاف بودجه نيست، بلكه يك سرمايهگذاري بسيار موثر است كه از هزينههاي سنگين خسارات و تلفات حوادث پيشگيري ميكند و آن را كاهش ميدهد. پيشبيني زمان زلزله چند ساعت و يا حتي چند روز قبل از وقوع ادعايي غيرعلمي است و ازاينرو مقاومسازي بهترين پيشگيري محسوب ميشود در اين زمينه 3 مرحله پيش از بحران وجود دارد: پيشبيني و پيشگيري، آمادگي و مقابله. در واقع 2 مرحله كاملا شامل قبل از وقوع بحران است و مرحله بعدي شامل مقابله و بازسازي مربوط به حين و پس از وقوع بحران ميشود. سازمان مديريت بحران 45 درصد از اعتبارات خود را پيش از وقوع بحران و در مراحل آمادگي و 55 درصد را نيز در بخش بازسازي و بازتواني مناطق آسيبديده از حوادث هزينه ميكند. بعنوان نمونه در سيل سال 83 نكا، خساراتي كه به اين منطقه تحميل شد بسيار فراوان بود و تلفات انساني نيز در پي داشت، اما پس از اين حادثه با اجراي طرحهاي پيشگيرانه شامل سازههاي بتني مشبك در حوزههاي آبريز كه در اين منطقه انجام شد با وجود حجم سيلابهاي امسال و سال گذشته كه تقريبا در حد سيلاب سال 83 بود، اما هيچ گونه خسارات جدي و تلفات انساني بر جاي نگذاشت. سال گذشته نيز طي سفرهاي استاني رئيس جمهور 300 ميليارد تومان اعتبار به استانها تخصيص داده شد كه اين مبلغ صرفا در طرحهاي پيشگيرانه هزينه شده است و البته ما معتقديم اين كار هزينه نيست بلكه يك نوع سرمايهگذاري است كه كاهش اثرات و خسارات سنگين حوادث و بلاياي طبيعي را به دنبال دارد. در واقع ما نميتوانيم تعداد حوادث را در كشورمان كاهش دهيم، زيرا سير صعودي حوادث در دنيا به ما ديكته ميكند اثرات منفي و خسارتهاي حوادث را كاهش دهيم و كنترل كنيم كه اين امر با اجراي برنامهها و طرحهاي پيشگيرانه امكانپذير است. ازجمله ديگر اقدامات انجام شده در حوزه پيشگيرانه ميتوان به احداث سولههاي چندمنظوره در سطح كشور اشاره كرد كه براي اولين بار در تهران انجام شد و سپس اين تجربه به كل كشور تعميم داده شده است به طوري كه براساس يك برنامه 4 ساله بايد 1000 سوله چند منظوره در كشور احداث شود كه اجراي اين طرح از سال 86 و 87 در سطح كشور آغاز شده و هر سال براي ساخت 250 سوله اعتبار تخصيص مييابد و امسال نيز جزو برنامههاي اولويتدار در بخش پيشگيرانه است. طبق تفاهمنامهاي كه ميان سازمان مديريت بحران كشور با سازمان شهرداريها و سازمان تربيتبدني منعقد شده اين طرح به طور مشترك دنبال ميشود و از اين سولهها در شرايط عادي به عنوان مركز آموزش و تربيت بدني بانوان استفاده ميشود. همچنين اين سولهها به اقلام و تجهيزات ويژهاي براي بهرهبرداري در شرايط بحران نيز تجهيز شدهاند. بيمه حوادث و بيمه محصولات كشاورزي از ديگر برنامههاي حوزه پيشگيري است. در واقع چون با توجه به اين كه در قانون نيز ملزم شدهايم پرداخت خسارت نقدي نداشته باشيم روي طرح بيمه كشاورزان سرمايهگذاري ميكنيم. در اين خصوص پيش از اين 19 قلم از محصولات كشاورزي و باغي كشاورزان و باغداران تحت پوشش بيمه بود كه سال گذشته با تخصيص اعتبار 460 ميليارد توماني كه به صندوق بيمه كشاورزي داشتيم اين 19قلم به 90 قلم افزايش يافت. طرح ديگر، افزايش ظرفيت عمليات امداد و نجات در كشور است. پيش از اين ما براي يك درصد جمعيت كشور هم چادر نداشتيم، اما هماكنون نهتنها در زمينه تامين چادر مشكلي نيست، بلكه امكان صادرات چادرهاي امدادرساني را به كشورهاي منطقه نيز داريم. افزايش 5/2 برابري ظرفيت ناوگان امداد هوايي كشور از طريق خريد بالگرد با اعتباراتي كه به سازمان امداد و نجات هلال احمر تخصيص دادهشده از ديگر اقدامات ما در بخش طرحهاي پيشگيرانه است. در بخش مقاومسازي مدارس نيز پيش از اين كه حادثهاي اتفاق بيفتد سازمان مديريت بحران كشور با برداشت اعتباري حدود 4 هزار ميليارد تومان از صندوق ذخيره ارزي، طرح ايمنسازي مدارس كشور را اجرا كرده و بحث ايمنسازي بيمارستانهاي كشور نيز به همين ترتيب در حال اجراست. دو سوخته كردن تاسيسات بيمارستاني و ادارات نيز از ديگر برنامههاي در حال اجراست. كولاك و يخبنداني كه زمستان 2 سال گذشته اتفاق افتاد و موجب افت شديد فشار گاز شد، تجربه بزرگي براي ما بود، زيرا در آن شرايط حتي نانواييهاي كشور نيز گازسوز بودند كه اين مساله موجب بروز مشكلات بسياري شد. در اين خصوص با طرح مشتركي كه با پدافند غير عامل انجام داديم، بيش از 80 درصد نانواييهاي كشور دو سوخته شدهاند. يعني اگر به هر دليل دچار افت فشار گاز شوند يا امكان استفاده از سيستم گازسوز را نداشته باشند ميتوانند با سوخت دوم به كارشان ادامه دهند. تمام ادارات، بيمارستانها و مدارس نيز ملزم شدهاند اين كار را انجام دهند. در بخش پيشبيني و پيشگيري اقدامات زيادي انجام شده كه احداث اتاقهاي بحران يكي آنهاست. وقتي دولت نهم كار را تحويل گرفت تنها در 2 استان اتاق بحران داشتيم، اما طي 4 سال احداث اتاق بحران در 15استان انجام شد كه 10 استان كشور سال گذشته اتاقهاي بحرانشان را تحويل گرفتند و 5 استان نيز در حال تكميل شدن است. همچنين قطبهاي 9 گانهاي در كشور ايجاد و تمام سازمانها ملزم شدهاند اين قطبها را تقويت كنند، يعني هر گونه امكانات براي انجام عمليات امداد و نجات در استانهاي معين مستقر ميشود تا هنگام بروز حادثه، كليه عمليات امداد و نجات از استانهاي معين و همجوار براي استان حادثه ديده سازماندهي شود. يك نكته! شما به مقاومسازي مدارس، بيمارستانها، دوسوخته كردن ادارات و نانواييها و مراكز خدماتي به منظور آمادگي براي شرايط بحران اشاره كرديد؛ در حالي كه متولي مقاومسازي مدارس و بيمارستانها، وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت است. آيا اين كار نوعي تداخل وظايف سازمانهاي مسوول نيست و بهتر نيست اجراي چنين طرحهايي به متوليان اصلي آن سپرده شود؟ اگر تعريف اوليهاي كه از شرايط بحران داشتيم را دوباره مرور كنيد ميبينيد در سازمان مديريت بحران 23 كارگروه داريم كه هر يك از آنها مسوول يك موضوع در كشور هستند. درست است كه مسوول اجراي طرحهايي كه به آنها اشاره شد سازمانهايي هستند كه شما نيز به آنها اشاره كرديد، اما تصويب اين طرحها، برنامهريزي براي اجرا و تخصيص بودجه، در سازمان مديريت بحران كشور انجام ميشود. براي شناسايي نقاط حادثهخيز كشور چه اقداماتي انجام شده است؟ عملكرد ما عملكرد استاني است. به اين معنا كه حوادث مبتلابه هراستان شناسايي و بر اين اساس طرح جامع كاهش خطرپذيري هر استان تدوين ميشود. در برنامه 5 ساله چهارم به اين طرح جامع به صورت گذرا اشاره شده بود، اما در برنامه پنجم توسعه اين طرح به طور دقيق تنظيم شد و هماكنون در برنامه پنجم توسعه كشور بخشي با عنوان مديريت بحران كشور ايجاد شده كه بر اين اساس همه دستگاهها بايد وظايف و مسووليتهاي محوله خود را به منظور آمادگي در شرايط بحران و همچنين در هنگام وقوع حوادث انجام دهند كه البته اين بخش در گذشته به طور مستقل وجود نداشت. به اين ترتيب آيا مشخص شده كدام استانها بيشتر در معرض تهديد حوادث طبيعي قرار دارند؟ در موضوعات مختلف متفاوت است. به طور مثال استان كرمان در بحث زلزله از قديم تاكنون رتبه اول را داشته است يا در استانهاي شمالي و شمال غرب كشور خطر زلزله هميشه جدي بوده است. استان لرستان نيز در بحث زلزله در جايگاه سوم قرار دارد. استان گلستان نيز از نظر سيلخيزي و خطر سيلاب در رتبه اول قرار دارد. همچنين در بحث خطر آتشسوزي جنگلها و منابع طبيعي استانهاي ايلام، كرمانشاه، گلستان و مازندران بيشتر در اولويت هستند. استان خوزستان از نظر زلزله تقريبا جزو مناطق امن ما قرار دارد؛ بنابراين نميتوان گفت فلان استان در كل حوادث فلان رتبه را دارد. از بودجه امسال سازمان مديريت بحران كشور بگوييد. گويا بودجه امسال در مقايسه با سالهاي گذشته افزايش چشمگيري داشته است. با اين توصيف اولويتهاي سازمان مديريت و بحران كشور در هزينهكرد اين بودجه چه خواهد بود؟ براساس قانون امسال با رشد 220 درصدي اعتبارات مواجه هستيم. سال گذشته يك درصد از بودجه عمومي كشور به بحث حوادث اختصاص داده شد، اما امسال علاوه بر آن يك درصد، حدود 2/1 درصد نيز افزايش اعتبار داشتيم كه به اين ترتيب 2/2 درصد از بودجه عمومي كشور به حوادث اختصاص يافته و در مجموع يكهزار و 860 ميليارد تومان مقدار بودجه امسال است. همچنين با توجه به تداوم خسكسالي و كم آبي در كشور طي سال جاري، از محل اعتبارات حوادث 2 درصد بودجه اضافه معادل 2 هزار ميليارد تومان صرفا براي رفع تاثيرات خشكسالي كشور پيشبيني شده است و در مجموع امسال حدود 4 هزار ميليارد تومان اعتبارات حوادث كشور است بجز تسهيلاتي كه هر ساله داريم همچنين 1500 ميليارد تومان از طريق بانك مركزي بين بانكهاي ديگر توزيع شده كه پرداخت خواهد شد. بودجهاي نيز از سوي دفاتر بينالمللي مستقر به بخشي از برنامههاي ما تخصيص داده ميشود. به اين ترتيب كه در موضوعات مختلف با مشخص شدن ميزان همكاري و مشاركت سازمان مديريت بحران اعتبار لازم از سوي اين دفاتر به ما تخصيص داده ميشود. به اين ترتيب، مجموع اعتبارات حوادث كشور در سال جاري 5 هزار ميليارد تومان است كه با رشد 220 درصدي نسبت به سال گذشته مواجه است. قرار است بخش عمده اين اعتبارات در اجراي طرحهاي پيشگيرانه هزينه شود. به طور نمونه در بحث آب شرب، طبق توافقات انجام شده با وزارت نيرو، اين دوستان متعهد شدهاند تا پايان امسال تامين آب شرب مناطق شهري و روستايي در هيچ نقطه كشور با مشكل مواجه نشود و تامين آب شرب اين مناطق را از طريق سدها و ذخاير زيرزميني يا چاهها تضمين ميكنيم. تامين آب و علوفه وحوشي كه در مناطق حفاظت شده محيط زيست هستند نيز از ديگر اقدامات ما در حوزه پيشگيري است كه پيشبيني ميكنيم با اقداماتي كه انجام ميشود تاثيرات خشكسالي در بخش كشاورزي و تامين آب شهري و روستايي كاهش يابد. آيا پيشبيني شده كه امسال كشور با چه حوادث طبيعي مواجه خواهد بود؟ مهمترين حادثه قابل پيشبيني، بحث آفات كشاورزي و دامي تحت تاثير حادثه كمآبي و خشكسالي است كه با توجه به بارشهايي كه در اوايل سال داشتيم، خشكسالي كاهش يافته است، اما بجز حوادثي كه در كشور قابل پيشبيني نيستند مانند زلزله، امسال همچنان خشكسالي و كمآبي مهمترين حادثه كشور است. به همين سبب بيشترين اعتبارات امسال هم در اين بخش هزينه خواهد شد؛ 2 هزار ميليارد تومان به طور مستقل و 300 ميليارد تومان نيز در بخش بيمه محصولات كشاورزي است كه در مجموع 2300 ميليارد تومان اعتبار پيشگيري و مقابله با بحران خسكسالي و كمآبي كشور در سال جاري است. بنابراين پيشبيني ميكنيد در زمينه خشكسالي امسال در كشور مشكلي نداشته باشيم و بتوانيم اين بحران را براحتي پشتسر بگذاريم؟ قطعا همين طور است. بيمه محصولات كشاورزي از 19 قلم به 90 قلم افزايش يافته است. تقريبا 500 ميليارد تومان اعتبار براي آبرساني سيار و ثابت هزينه شده است و امسال مشكل جدي در زمينه تامين آب شرب شهري و روستايي نيز نخواهيم داشت. ميدانيد كه اصل مهم در مديريت بحران بحث مديريت زمان در امدادرساني است. نجات مصدومان و مجروحان، آواربرداري، بيرون آوردن اجساد و... سخن گفتن راحت است، اما واقعيت اين است كه در بم كار آواربرداري يك هفته طول كشيد و اين طولاني شدن باعث افزايش تعداد كشتهها شد. با چنين خاطرهاي وضعيت آواربرداري و نجات زخميها در حوادث را تا چه حد با استانداردهاي بينالمللي مطابق ميدانيد؟ در هر حادثهاي يك تعريف كلي داريم از امداد اوليه كه استانداردهايي نيز دارد. به عنوان مثال در حادثه زلزله اين رقم 72 ساعت (3 روز) براي امداد و نجات آسيبديدگان است؛ اما در حادثهاي مانند سيل اين زمان كاهش مييابد چراكه اگر نتوانيم ظرف 5 دقيقه فرد را نجات دهيم حتما جانش را از دست خواهد داد. بنابراين استانداردها در هر حادثهاي تعريف خود را دارند. اقداماتي هم كه در بم انجام داديم با توجه به محدوديت منابع و امكاناتي كه وجود داشت در آن زمان اقدامات قابل قبولي بود، اما تا رسيدن به استانداردها فاصله زيادي داشت كه اين امر هم منحصر به كشور ما نيست. به طور نمونه در توفان كاترينا در كشور آمريكا براساس گزارشي كه چندي پيش اعلام شد با وجود كمكهاي ميلياردي دولت، مشكلات مردم همچنان به قوت خود باقي است يا در زلزله چين و ژاپن فراواني تعداد كشتههاي اين كشورها نشان داد با وجود پيشرفت فناوري و برخورداري از امكانات اين كشورها در بحث امداد اوليه موفق نبودهاند. البته در كشورمان 2 عامل بهرهمندي از نيروهاي داوطلب و با انگيزه مردمي اعم از بسيج و هلال احمر و همچنين اعتقاد مردم به كمكهاي خيرخواهانه هنگام وقوع حوادث به كمك ما آمده است. با وجود اين بايد امكاناتمان را نسبت به استانداردها بيشتر كنيم كه در اين راستا بخش عمدهاي از اعتبارات سال گذشته ما صرف خريد دستگاههاي زندهياب و ستهاي امداد و نجات از كشورهاي بنام دنيا شد و اين تجهيزات پس از وارد شدن به كشور به سازمان امداد و نجات هلال احمر تحويل داده شده است. براي نخستين بار 12 سري ست زندهياب الكترونيكي براي 12 استان اولويتدار كشور در بحث زلزله به همراه ارائه آموزشهاي لازم توزيع شده است. همچنين در گذشته تعداد حيوانات زندهياب ما كم بودند كه در حال حاضر تعدادشان افزايش يافته است. تكميل و افزايش تجهيزات، امكانات و ابزارهاي امدادرساني در بحث حوادث ضروري است، زيرا تا استانداردها فاصله زيادي داريم، اما با همين ميزان امكانات و تجهيزات هم تقريبا در مقايسه با ديگر كشورها اقدامات قابل قبولي در بحث امدادرساني در هنگام حوادث داريم. مديريت در صحنه ما هنگام وقوع حوادث، مديريت واحد و قابل قبولي است. به طور مثال ما در بازسازي استان لرستان پس از زلزلهاي كه در اين استان اتفاق افتاد، موفق به كسب ركورد جهاني شديم به طوري كه ظرف 11 ماه 40 هزار واحد مسكوني احداث و تحويل مردم آن منطقه داده شد اين در حالي است كه بنده طي بازديدي كه چندي پيش از يكي از استانهاي زلزله زده كلمبيا داشتم، مشاهده كردم چگونه زلزلهاي 3 سال پيش اتفاق افتاده بود، اما با گذشت اين مدت، مردم همچنان در كانكس زندگي ميكردند، اما ما با حذف مرحله اسكان موقت كه تجربه تلخي در شهر بم بود، در استان لرستان اين مرحله را حذف و به جاي آن فقط اسكان اضطراري را تاييد و اجرا كرديم. يعني به مردم فقط چادر داديم زيرا وقتي مردم زير چادر باشند، انگيزه پيدا ميكنند كه سقفشان را زودتر بسازند. در عين حال زمينه مشاركت مردم را بيشتر كرده و واگذاري تسهيلات به مردم را سرعت بخشيديم. همچنين با بسيج كردن بنياد تعاون 12 استان و با منطقهبندي كار احداث واحدهاي مسكوني را با جديت دنبال كرديم و ظرف 11 ماه 40 هزار واحد مسكوني را ساخته و تحويل مردم داديم. اما وقتي به مردم يك سقف نيمهايمن هم بدهيم مانند آنچه در بم اتفاق افتاد و در آنجا كانكسهاي شيكي براي اسكان مردم داده شد، همين مساله موجب شد ديگر مردم انگيزهاي براي ساختن خانهشان نداشته باشند و ترجيح دادند در همين كانكسها زندگي كنند و به همين سبب كار احداث منازل مسكوني در بم آنچنان كه بايد با سرعت پيش نميرفت. در بحث امدادرساني چقدر از تجربه ساير كشورهاي دنيا بهره ميگيريد؟ بهرهمندي از تجربيات بهروز كشورهاي پيشرفته دنيا يك اصل ضروري در كار ماست. بخصوص براي كشورهايي كه از نظر ويژگيهاي جمعيتي و جغرافيايي شرايطي مشابه كشور ما را دارند. تجربه امداد هوايي در كشور چين براي ما الگوي خوبي بود كه فيلمهاي آن را از اين كشورها تهيه كرديم و در حال بررسي آن هستيم. در كلانشهرهاي كشورمان در صورتي كه زلزلهاي اتفاق بيفتد، از آنجا كه به دليل شرايط جمعيتي و تراكم ساخت و سازها و احداث برجهاي بلندي كه طي سالهاي اخير در كنار بزرگراهها و حتي كوچههاي فرعي قد كشيدهاند، امدادرساني بسختي يا حتي غيرممكن خواهد بود. امداد هوايي يكي از بهترين روشها در امدادرساني است. با همين روش ميتوانيم كار امدادرساني را انجام دهيم. چنين ساخت و سازهاي غيراصولي عواقب و پيامدهاي مخربي به بار آورده است كه ظرف 10 سال هم نميتوان آنها را رفع كرد، اما با اين حال مدتي است كاملا جدي در مقابل ساخت و سازهاي اينچنيني ايستادهايم و اجازه اين كار را نميدهيم. به طور نمونه امدادرساني به هنگام حادثه در كلانشهر تهران شرايط ويژهاي ميطلبد و از همين رو هم اكنون يك شركت صاحبنام مشغول انجام مطالعات عمليات امداد و نجات هوايي در صورت وقوع حادثه زلزله در پايتخت است. تجربه كشور چين از آنجا كه امكان امداد زميني وجود نداشت و به همين دليل 4 هزار چترباز از آسمان براي عمليات امداد و نجات در منطقه زلزلهزده پياده شدند، بهترين تجربه و الگو براي امدادرساني در حوادث اينچنيني براي كلانشهرهاي ما ازجمله تهران است. يكي از برنامههاي حوزه پيشگيري، مانورهاي زلزله است كه هرچند ماه يك بار در پايتخت انجام ميشود، در حالي كه برگزاري چنين مانورهايي در راستاي افزايش آمادگي براي شرايط بحران امري ضروري است. چرا طي سالهاي اخير كمتر شاهد برگزاري مانورهاي زلزله در ساير استانهاي كشور هستيم؟ اين گفته شما را نميپذيرم، زيرا كشور ما در زمينه برگزاري مانورها تقريبا در دنيا مقام اول را دارد. در طول سال ما چندين فرصت آموزشي و مانور زلزله به مناسبتهاي مختلف در كشور داريم. مانور زلزله 8 آذر كه در آن 140 هزار مدرسه با حضور 20 ميليون دانشآموز در سراسر كشور و 50 كشور خارجي كه داراي مدارس ايراني هستند شركت ميكنند و جالب است بدانيد در اين زمينه موفق به دريافت جايزه بينالمللي هم شدهايم كه در هيچ كشوري از دنيا سابقه برگزاري چنين مانورهايي وجود نداشته است. مشكل كشور ما در مديريت بحران دانش و كمبود امكانات نيست بلكه مهمترين مشكل عدم مديريت منسجم و يكپارچه است مانور زلزله ديگري در 5 دي ماه هر سال كه روز ايمني و زلزله نامگذاري شده با مشاركت تمام مراكز آموزشي، دانشگاهي و تحقيقاتي و پژوهشي كشور برگزار ميشود. علاوه بر اين اجراي مانورهاي استاني نيز در اولويت برنامهها قرار دارد و در اين راستا در ايام نوروز امسال با حضور 700 هزار امدادگر در قالب طرح استقبال ايمن از بهار انواع مانورهاي متعدد در سطح استانها و براساس نوع خطرپذيري در هر استان برگزار شد و طي برگزاري اين مانور تمام نيروهاي اورژانس و هلال احمر در آماده باش كامل بودند. همچنين بخشي از نيروهاي بسيج وNGO ها بعنوان راهنمايان نوروزي به مسافران كمك ميكردند و مجموعه اين اقدامات موجب شد جمعي از نمايندگان مجلس طي نامهاي از سازمان مديريت بحران كشور براي چنين برنامهاي قدرداني كنند. عملكرد سازمان مديريت بحران شهرداري تهران را در بحث زلزله چگونه ارزيابي ميكنيد مضاف بر اين كه در شرايطي كه سازمان مديريت بحران كشور دارد، فعاليت سازمان مديريت بحران شهرداري تهران آيا نوعي موازيكاري در اين حوزه محسوب نميشود؟ يكي از نقاط مثبتي كه در لايحه قانون تشكيل سازمان مديريت بحران كشور وجود دارد، اين است كه به دليل اهميت شهر تهران مسووليتهاي مستقلي مانند يك استان برايش تعريف شده است به اين معني كه شوراي هماهنگي مديريت بحران شهر تهران به رياست شهردار تهران تشكيل ميشود و ما براي اين كه اين موضوع جنبه اجرايي پيدا كند شهر تهران را به عنوان استان سي و يكم تعريف كردهايم. هيچ تداخلي در وظايف وجود ندارد و خوشبختانه مديريت بحران شهر تهران برنامههاي مفيد و موثري در اين زمينه داشته و با سازمان مديريت بحران كشور نيز هماهنگ است. بتازگي نيز برنامهها و طرحهايي دارند كه قرار شده اين برنامهها را تبديل به برنامههاي اجرايي كنند تا ما نيز اعتبار لازم را براي اجرا تخصيص دهيم. درجايي گفته بوديد كه 5 حادثه طبيعي بطور بالقوه شهر تهران را تهديد ميكنند،درباره اين حوادث توضيح دهيد؟ زلزله مهمترين حوادث است و با توجه به بافت فرسوده و بناهاي متراكم و ريزدانه و بلندمرتبه كه در مناطق شمالي شهر تهران وجود دارد خطر پذيري پايتخت در اين زمينه بالاست. سيلابها دومين خطر براي تهران هستند كه اگر اتفاق بيفتد، موجب كور شدن مسيلهاي شهر تهران ميشود. در گذشته 50 مسيل در شهر تهران وجود داشته كه به دليل ايجاد بزرگراهها و خطوط مواصلاتي با گذشت زمان بعضا كور شدهاند. البته اميدواريم سالهاي پرآبي دوباره برگردد، اما در صورت چنين اتفاقي بروز حوادثي همچون سيل گلابدره كه موجب تخريب مسيلهاي تجريش شد و آسيبهاي زيادي را به شهر تحميل كرد، بعيد نيست. خطر بعدي قنوات شهر تهران هستند و اين كه هرازچندگاه كه اخباري مبني بر فروكش كردن خياباني در تهران ميشنويم، به همين دليل است. از همين رو بايد هر چه سريعتر براي ساماندهي قنوات شهر تهران اقدامات اساسي صورت گيرد. آتشفشان دماوند نيز خطر بالقوه ديگري است كه در اين زمينه نيز اقدامات پيشگيرانهاي انجام شده و همچنين آتشسوزيهاي احتمالي كه ممكن است در شهر تهران داشته باشيم. اين موارد خطرات بالقوهاي هستند كه هيچ كدام از آنها زمان و مكان خاصي براي وقوع ندارند و به همين دليل نميتوان برآورد دقيقي از ميزان خسارات تحميلي هر يك از اين حوادث به شهر تهران داشت. نحوه مقابله با اين حوادث به ميزان زيادي به اقدامات پيشگيرانه ما بستگي دارد و اگر ما 100 درصد اقدامات پيشگيرانه در هر يك از اين حوزهها را انجام دهيم، ميتوانيم تضمين بدهيم كه در صورت وقوع هر حادثهاي مشكل جدي براي شهروندان پيش نيايد. ايجاد اردوگاههاي اسكان اضطراري، تقويت امكانات و تجهيزات امداد و نجات، آموزش شهروندان، تجهيز و آموزش استانهاي معين شهر تهران همه دست به دست هم ميدهند كه اثرات مخرب بلاياي طبيعي كاهش يابد. مشكل كشور ما در بحث مديريت بحران دانش، امكانات، نيروي باانگيزه و... نيست بلكه مهمترين مشكل ما در مديريت بحران در يك جمله مديريت منسجم و يكپارچه است و اين كه هر كس بداند در هر زماني چه مسووليتي دارد و در يك كلام به جاي بحران مديريت، مديريت بحران اعمال شود. تعامل شما با مركز لرزهنگاري كشور چگونه است و آيا ميتوان وقوع زلزله چند روز يا حتي چند ساعت قبل از آن را پيشبيني كرد؟ به اعتقاد بنده بهترين پيشبيني مقاومسازي است زيرا به فرض اين كه بتوانيم وقوع زلزله را يك هفته يا حتي چند ساعت زودتر پيشبيني كنيم، زلزله هم اتفاق ميافتد، اما تنها كاري كه ميتوانيم انجام دهيم اين است كه مردم را از آن منطقه تخليه كنيم، اما دارايي، خانه، سرمايه و... را نميتوان نجات داد. پس بهترين اقدام پيشگيرانه براي مقابله با زلزله مقاومسازي و اصوليسازي است. بله ما با مركز ژئوفيزيك هم ارتباط داريم، اما اين به آن معني نيست كه پيشبيني وقوع زلزله در كشور امكانپذير شده است. در واقع هر كس ادعا ميكند ميتواند زمان وقوع زلزله را در كشور پيشبيني كند حتي چند ساعت زودتر، اين ادعايي غيرعلمي است. البته طرحهاي مطالعاتي در دست بررسي است، اما علمي و ثابت شده نيست و از طرف ديگر ما چندان به دنبال پيشبيني وقوع زلزله هم نيستيم بلكه تاكيد ما بر سبكسازي، مقاومسازي و اصوليسازي است. زلزله همواره تهديدي جدي براي بافتهاي فرسوده كشور و بويژه پايتخت محسوب ميشود در اين زمينه چه كرده ايد؟ ببينيد. مسوول بحث بافتهاي فرسوده كشور ما نيستيم بلكه دفتر فني وزارت كشور است كه با شهرداريها به طور مشترك اين طرح را انجام ميدهند. نقشهها كدگذاري ميشوند و پس از تصويب از طريق فاينانس تسهيلات لازم براي نوسازي بافتهاي فرسوده واگذار ميشود. البته بحث بافتهاي فرسوده رابطه مستقيمي با بحث بحران و حوادث دارد چراكه اگر بافتهاي فرسوده اصلاح شود خيال ما نيز در بحث حوادث طبيعي و آسيبهاي بافتهاي فرسوده كشور آسوده خواهد شد. البته برخي استانهاي كشور ازجمله آذربايجان شرقي، زنجان، كرمانشاه، كرمان، سيستان و بلوچستان و همچنين برخي مناطق شهر تهران در بحث نوسازي بافتهاي فرسوده برنامههايي داشته و به پيشرفتهاي خوبي نيز رسيدهاند، اما همچنان بافتهاي فرسوده كشور خطر بالقوهاي هستند كه در بحث زلزله بايد به طور جدي مورد توجه مسوولان ذيربط قرار گيرند. آيا ما رشته دانشگاهي مديريت بحران نيز داريم؟ بله. چنين رشتهاي وجود دارد و در حال حاضر برنامه توسعه اين رشته را نيز در دستور كار قرار دادهايم. يكي از كارگروههاي ما نيز وزارت علوم است كه برنامههايي براي توسعه اين رشته دارد. شايد جالب باشد كه بدانيد ما دانشجوي رشته مديريت بحران نيز داريم و در واقع بخشي از نيروي متخصص و كارشناسان خود را از اين طريق تامين ميكنيم. بسياري از رشتهها با مديريت بحران در ارتباطند؛ هواشناسي، كشاورزي، آب، برق و... . سازمان مديريت بحران كشور سازمان نوپايي است كه در فروردين ماه سال جاري آييننامه اجرايي اين سازمان ابلاغ شد و 5 سال نيز براي اعمال مديريت فرصت دارد. بر همين اساس نيز 190 پست در سازمان مديريت بحران كشور مورد تصويب قرار گرفته و در حال راهاندازي است. پوران محمدي
کد; 3402 گروه: حوادث, مدیریت بحران
نام (الزامی)
ایمیل (الزامی)
وب سایت
پیگیری نظرات و اطلاع رسانی از طریق ایمیل